شکایت از قاضی با نظریه کارشناسی و آرای صادره اثبات مالکیت
شخصی به استناد یک مبایعهنامه عادی و دو سند عادی هبهنامه و صلحنامه دادخواست ۵ هکتار اثبات مالکیت داده و در جلسه اول دادرسی ادعای خود را به مقدار ۴۷۰۰۰ مترمربع کاهش داده، لکن دادگاه اولا دادگاه هیچگونه ارجاعی به کارشناس مبنی بر تطابق اسناد (هبهنامه، صلحنامه و مبایعهنامه) نداده و از طرفی توجهی به درخواست کاهش خواهان ننموده و اقدام به صدور رای مبنی بر ۵ هکتار صادر نموده و متاسفانه در دادگاه تجدیدنظر تایید گردید و پس از آن خواهان تقاضای خلع ید نمود که طی دادنامهای خلع ید اینجانبان طبق مبایعهنامه مذکور و اجرائیه آن نیز صادر گردید که دادگاه نیز در اجرا بدون توجه به مفاد اجرائیه ملاک اجرا را طبق یک کروکی که خواهان ارائه داده خلع ید انجام داده است که پس از آن با راهنمایی همین قاضی تامین دلیل نسبت به جانمایی هبهنامه، صلحنامه و مبایعهنامه درخواست نموده که هر کدام در طبیعت مکانی جدا ازهم میباشند و از طرفی حدود اربعه زیر مبایعهنامه که خلع ید من بایستی طبق آن صورت میگرفت صرف نظر از ایراداتی که به آن وارد است حدودا ۲/۵ هکتار میباشد. پس از آن تقاضای رفع ابهام نمودم که تا حالا هنوز اقدامی صورت نگرفته است و از طرفی اشخاصی نیز به عنوان معترض ثالث ورود کردند که در دادنامه صادره دقیقا به موارد درخواست کاهش از طرف خواهان وعدم تطابق هبهنامه، صلحنامه و مبایعهنامه طبق نظریه کارشناسی اشاره گردیده است. حال آیا ما میتوانیم با توجه به این مدارک نظریه کارشناس و دادنامههای صادره علیه قاضی شکایت کنیم؟