بنظر شما شکایت من به جایی میرسه؟
سلام وقت شما بخیر...
من خوابم نبرده از شدت ناراحتی و غم. الان ساعت ۵:۳۰ صبح هستش که دارم پیام میدم. سه تکه از طلاهایی زن بابای من اخیرا گم شده است از میان طلاها و طلاهای دیگر دست نخورده. حالا به سبب اینکه بین من و زن پدرم قبلا ناراحتی هایی پیش آمده که بعدا رفع شده این خانم مستقیم به من نگفته و من از زبان پدرم شنیدم که به پدرم گفته که چون بقیه طلاها سرجاشون هستند و سه تیکه نیست شده احتمال میده که من برداشتم که اذیتش کنم از خونه پدرم بره در حالی که مدتهاست با هم دیگه مشکل نداشتیم، پدرم گفته که بچه های من دزد نیستن و اون خانم هم میگه من نگفتم دزدن... حالا این که بدتر از تهمت دزدی میشه یعنی دزدی به قصد خراب کردن زندگی دونفر؟ حالا این خانم پدر من رو اذیت می کنه میگه که تو این خونه اذیت و میخواد بره خونه رهن کنه ولی قصد طلاق گرفتن هم نداره از پدر من. من به پدرم گفتم احساس می کنم گم شدن طلاها راست نباشه... چرا یکی باید نصف طلاها رو برداره و همه چیز بیفته گردن من. از طرفی هم گفته دخترت راضی نیست من اینجا باشم و رفتن خودش رو به گردن نارضایتی من می اندازه نه میل خودش به رفتن چون دنبال بهانه می گرده برای رفتن. به من آنقدر گران آمده که تصمیم دارم شکایت کنم از خانم پدرم، چون رفتارش با من تغییر کرده و بی احترامی به خودم می دونم اگر پیگیر این مورد نباشم... از طرفی اطمینان دارم که پدرم در این زمینه با من همراهی نمی کنه و بخاطر اینکه آبروش نره پشت خانمش وامیسه و باج میده بهش چون تفکرات مذهبی خشک داره و چنانچه بخواد بیاد دادگاه طرف خانمش رو می گیره نه من.