موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
با سلام
یک سال درگیر پرونده مهریه و نفقه بودم ،شوهرم با اعتراضات بی جا و شرکت نکردن در دادگاه و ... دقیقا یک سال پرونده ها را کش داد و الان که در دادگاه اعسار شرکت کرده متوجه شدم که تمام حسابهای بانکی اش خالی است و از یکسال پیش هم تراکنش چندانی نداشته ،متوجه شدم ۱۵ ماه پیش یعنی ۳ ماه قبل از دادخواست مهریه من ایشان ۵۰ میلیون به حساب برادرش انتقال داده و طلاهایی که به من هدیه داده بوده را هم مدعی شده بابت بدهیهایی که به برادرش داشته به او پرداخته و اکنون مالی ندارد ، ضمنا شوهرم فعلا دانشجو و بیکار است و هیچ مالی هم ندارد و علت بدهی هایش را هم بیماری سرطان استخوانی عنوان می کند که شوهرم به ان مبتلا بوده ، حال شوهرم مدعی شده کلیه هزینه های درمان را برادرش در گذشته پرداخته و بعد از بهبودی من نیز طلب برادرم را با ۵۰ میلیون نقد و مقداری طلا که به زنم هبه کرده بودم پرداخت کردم ،ضمنا برادر شوهرم به مبلغ ۷۰ میلیون فاکتور هزینه شیمی درمانی و پرتو درمانی و جراحی دارد که خرج شوهرم شده.
حال چگونه می توانم ثابت کنم که صوری اموالش را به برادرش داده؟
ایا شوهرم با داشتن فاکتور هزینه درمان که از کارت بانکی برادرش کشیده شده و اوردن شاهد می تواند ثابت کند که به برادرش بدهکار بوده؟
نه تنها فرار از دین محسوب نمی شود بلکه حتی اگر بعد از طرح دعوا از جانب شما هم اموالش را به برادرش منتقل میکرد بازهم فرار از دین محسوب نمیشد.ضمنا طلاهایی که همسرتان برای شما خریده بوده جزو اموال موهوبه و بخشیده شده هستند و ایشان می تواند مادامیکه اموال موهوبه در دست شماست آنها را پس بگیرد چون هبه شوهر به زنش قابل رجوع هست.در این مورد حتی اگه واقعا هم به برادرش بدهکار نبود باز میتوانست اموال را به برادرش بدهد پس اثبات اینکه به برادرش بدهکار بوده یا نه هیچ تاثیری در نفس موضوع نخواهد داشت چون بخشش قابل رجوع هست و کسی که مالی را به دیگری بخشیده به جز در موارد نادر مصرح قانونی در باقی موارد میتواند اموال بخشیده شده را پس بگیرد.در مورد فرار از دین بنده مضاف بر پاسخ این سوال لازم هست توضیح بدم چون اغلب مردم تصورشان راجع به فرار از دین دقیق و منطبق بر قانون نیست و فکر می کنند بعد از اینکه علیه بدهکار طرح دعوا کردند اگر بدهکار اموالش را بفروشد فرار از دین کرده و میتوانند از او شکایت کنند. در واقع این تصور تا قبل از سال ۱۳۹۴شاید درست بود ولی در سال مزبور قانون جدیدی در خصوص نحوه اجرای محکومیتهای مالی تصویب شد که در ماده ۲۱این قانون برای جرم فرار از دین مجازات درجه شش در نظر گرفته شده ولی در کنار حبس و جزای نقدی درجه شش قانونگذار عبارت *نصف محکوم به*را بکار برده است و همین عبارت نشان میداد که فرار از دین تا قبل از صدور حکم محکومیت قطعی علیه بدهکار قابل تحقق نیست.حتی در خصوص همین موضوع رای وحدت رویه دیوانعالی صادر شد و به اختلاف نظرها و شائبات هم خاتمه داد.به زبان ساده طلبکار زمانی میتواند مدعی فرار بدهکار از دین بشود که طرف مقابل طبق رای قطعی دادگاه محکوم شده باشد و بعد از محکومیت قطعی با رای دادگاه اموالش را از دسترس خارج نموده باشد.به زبان خیلی ساده و عامیانه بخواهم بگویم اگر خانمی علیه شوهرش یا طلبکاری علیه بدهکارش در دادگاه دعوا طرح کند و در همان زمان که پرونده در دادگاه در دست رسیدگی است شوهر یا هر مدیون دیگری برود اموالش را به دیگران منتقل کند فرار از دین محسوب نمی شود چون قانون گفته بعد از اینکه دادگاه فرد را محکوم کرد و رای دادگاه قطعی شد آنوقت هست که میتوان ادعای فرار از دین کرد.این قانون در عمل واقعا بر مشکلات طلبکاران می افزاید چون بدهکاران به محض اینکه متوجه طرح دعوا بشوند میتوانند بدون نگرانی اموالشان را از دسترس طلبکاران خارج کنند.خصوصا در دعاوی که مستند داین سند رسمی است مثل مهریه یا در حکم سند رسمیه مثل چک، بدهکار تقریبا مطمین است که هیچ شانسی در نتیجه دعوی ندارد و به طور حتم محکوم خواهد شد و فرصت کافی خواهد داشت که با انتقال اموالش به دیگران مانع اجرای حکم محکومیت و دستیابی طلبکار به اموالش بشود پس با خیال آسوده اموالش را به نزدیکان و خانواده خودش منتقل می کند.البته تمهیداتی در قانون اندیشیده شده که میتوان با توسل و بکارگیری آن روشها اجازه نداد بدهکار به راحتی از پرداخت دین فرار کند.
با سلام
چون سه ماه قبل از دادخواست شما بوده بنابر این فرار از دین محسوب نمی شود و در مورد فاکتورها اگر از مراکز درمانی صادر شده باشد و همسرتون هم بیمار باشند قابل قبول هست
باتوجه به توضیحاتی که دادید فرار از دین نمی باشدلذاپیش از صدور حکم قطعی دادگاه، فرار از دین تحقق نمی یابد.ودرضمن امکان اثبات بدهی با مدارکی که گفتید امکان پذیر می باشد