آیا قرائن قاضی بدون ادله وجاهت قانونی برای صدور رای دارد؟
عرض شود که بنده و برادرم در دادگاه بدوی محکوم شده ایم و رای دادگاه به شرح زیر میباشد:
(در خصوص اتهام آقای متهم اول دائر بر اخلال در نظم عمومی از طریق ممانعت ار کسب و کار و تخریب شیشه خودرو و نیز اتهام آقای متهم دوم دائر برای اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد هیاهو و جنجال و تعرض به افراد موضوع شکایت آقای شاکی ....... و خانم شاکی ........ و موضوع کیفر خواست صادره از دادسرای عمومی انقلاب اهواز دادگاه با توجه به عکس های بهم ریختگی محل کسب و کار شکات و شکسته شدن شیشه خودرو،اظهارات مطلعین و فاکتور میزان خسارت به خودرو و قرائن دیگر مانند محرز بودن اصل اختلاف بین طرفین بزه کاری متهمین نامبرده را محرز و مسلم دانسته و مستندا به ماده ۶۷۷ و ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و مجازات های بازدارنده و بند ت ماده یک قانون کاهش مجازات حبس تعزیری آقای متهم اول را بابت تخریب شیشه خودرو به پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت و هر یک از متهمین مذکور را بابت ممانعت از کسب و کار به تحمل سه ماه حبس تعزیری و ده ضربه شلاق تعزیری محکوم مینماید که البته سه ماه حبس مذکور به پرداخت هفتاد میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت توسط هر یک از متهمین تبدیل میگردد و در خصوص اتهام دیگر آقای متهم دوم مبنی بر قدرت نمایی با چاقو به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی با عنایت به اصل شرعی و قانونی برائت رای بر برائت صادر و اعلام میگردد.رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر استان خوزستان میباشد.)
اظهارات آقای شاکی در دادگاه:(عرض شود که پدرم داخل مغازه بود و من هم آمدمو دیدم که این دو نفر به مغازه بنده حمله کردند و وسایل داخل مغازه را ریختند و در دست پسر قد کوتاه چاقو بود و در دست پسر قد بلند چوب بود که با چوب به گردن بنده زد که مدرک پزشکی قانونی آنهم موجود است و مبلغی از دخل مغازه توسط این دو نفر به سرقت برده شده است و گوشی تلفن همراه مرا نیز دزدیدند و پسر قد بلند اقدام به شکستن شیشه جلو خودرو بنده کرد.)
اظهارات خانم شاکی(مادر آقای شاکی):(بنده بیاناتم همان اظهارات فرزندم(آقای شاکی)است.)
خب حالا برویم سراغ اظهارت شهود و تحقیقات محلی که البته قاضی شهود را مطلع حساب کرده است و تحقیقات محلی را هم حساب نکرده است.
اظهارات آقای مطلع اول در دادسرا:(دارای هیچگونه سابقه کیفری نیستم و هیچ نسبتی با طرفین ندارم و همسایه شاکی هستم که یک شب حدودا ساعت نه شب متوجه صدای درگیری شدم و از پنجره اتاق دیدم آقای شاکی به همراه مادر و پدرش در یک سمت و در طرف دیگر با دو نفر جوان یکی قد کوتاه و یکی قد بلند و یک خانم که مجموعا سه نفر بودند وارد درگیری لفظی شده است و در دست پسر قد بلند یک شئ آهنین که به احتمال سلاح سرد بود وجود داشت و در دست پسر قد کوتاه چوب بود و من هم از خانه بیرون رفتم و دیدم که درگیری شان هنوز ادامه دارد و همسایه ها هم آمدند و نگذاشتند درگیری ادامه پیدا کند همچنین من ندیدم کسی شاکی را بزند ولی وسایل داخل مغازه روی زمین ریخته شده بود ولی نمیدانم چه کسی آنها را ریخته بود و من موقعی که آنجا بودم آثار ضرب و جرحی روی بدن آقای شاکی مشاهده نکردم.)
اظهارات آقای مطلع اول در دادگاه بدوی:(عرض شود که بنده همسایه شاکی هستم که یک شب حدودا ساعت نه شب متوجه صدای درگیری شدم و از پنجره اتاق دیدم آقای شاکی و مادر و پدرش با همین دو نفرین که اینجا حضور دارند و مادر این دو نفر جوان بیرون مغازه وارد درگیری لفظی شده است و من هم از خانه بیرون رفتم و دیدم که درگیری شان هنوز ادامه دارد و همسایه ها هم آمدند و نگذاشتند درگیری ادامه پیدا کند و وسایل داخل مغازه روی زمین ریخته شده بود و من ندیدم که خودرو شاکی را تخریب کنند.قاضی خطاب به مطلع اول:شما در دادسرا گفته اید شئ آهنین در دست پسر قد بلند بوده است در صورتی که شاکی میگوید پسر قد بلند چوب در دست داشته است. مطلع اول خطاب به دادگاه: چوب و یک شئ فلزی در دست آنها بود و جزئیات دقیق یادم نیست و دقیق نمیتوانم بگویم که چاقو در دست داشتند. البته دو طرف به یکدیگر داد و بیداد میکردند و حتی دست آقای شاکی هم چوب بود.)
اظهارات آقای مطلع دوم در دادسرا:(دارای هیچگونه سابقه کیفری نیستم و هیچ نسبتی با طرفین ندارم و مستاجر شاکی هستم و ساکن آن منطقه نیستم و برای پرداخت اجاره به مغازه شاکی در آن محله رفته بودم که دیدم دو نفر جوان یکی قد بلند و یکی قد کوتاه به مغازه شاکی حمله کردند و وسایل او را ریختند و بعد دیدم اون که قد کوتاه بود با چوب آقای شاکی را زد.)
اظهارات آقای مطلع دوم در دادگاه بدوی:(برای پرداخت اجاره به مغازه شاکی رفته بودم و پدر آقای شاکی داخل مغازه بود که دیدم همین دو نفرین که اینجا حضور دارند به داخل مغازه شاکی حمله کردند و وسایل مغازه را ریختند و یک خانمی هم با فاصله همراه متهمین بود و در دست این پسر قد کوتاه چاقو و در دست این پسر قد بلند چوب بود.قاضی خطاب به مطلع دوم:شما در دادسرا گفته اید پسر قد کوتاه با چوب شاکی را زد و حالا میگویید که چاقو در دست داشت.مطلع دوم خطاب به دادگاه:من آنچه با چشمانم دیدم بیان میکنم و چاقو در دست فرد قد کوتاه بود و در دادسرا هم منطورم همین بود و من ندیدم کسی آقای شاکی را بزند ولی پس فردا که آنجا رفتم همسایه ها گفتند که آقای شاکی را زده اند و من ندیدم شیشه ماشین را بشکنند چون محل را سریع ترک کردم ولی پس فردا همسایه ها گفتند که این دونفر شیشه ماشین را هم شکسته اند.)
اظهارات آقای مطلع سوم که در دادگاه فقط شهادت داده است:(دارای هیچگونه سابقه کیفری نیستم و پدر آقای شاکی هستم که داخل مغازه بودم که این پسر قد بلند به مغازه ما حمله کرد و وسایل مغازه را ریخت.قاضی با تعجب خطاب به مطلع سوم:پسر قد کوتاه چیزی را بهم نریخت؟مطلع سوم خطاب به داگاه:خیر پسر قد کوتاه چیزی را بهم نریخت ولی بیرون مغازه چاقو دستش بود و بعد پسر قد بلند با چوب به گردن پسرم زد و پسر قد بلند شیشه ماشین را تخریب کرد.)
اظهارات آقای مطلع چهارم که در دادگاه فقط شهادت داده است:(داری هیچگونه سابقه کیفری نیستم و عمو آقای شاکی هستم که به خانه شاکی که مجاور مغازه آنها است برای مهمانی رفته بودم که متوجه صدای درگیری شدم و به سمت مغازه رفتم و با صحنه بهم ریختگی مغازه روبه رو شدم و همین دونفرین آنجا حضور داشتند و در دست پسر قد کوتاه چاقو بود و پسر قد بلند با چوب به گردن برادرم{مطلع سوم} و گردن آقای شاکی زد.قاضی با تعجب خطاب به مطلع چهارم: با چوب به گردن برادرتان هم زد؟مطلع چهارم خطاب به دادگاه:بله و پسر قد بلند شیشه ماشین را شکاند.)
اظهارات آقای مطلع پنجم که در دادگاه فقط شهادت داده است:(داری هیچگونه سابقه کیفری نیستم و دایی آقای شاکی هستم که به خانه شاکی که مجاور مغازه آنها است برای مهمانی رفته بودم که متوجه صدای درگیری شدم و به سمت مغازه رفتم و با صحنه بهم ریختگی مغازه روبه رو شدم و همین دونفرین آنجا حضور داشتند و در دست پسر قد کوتاه شئ برنده بود و پسر قد بلند با چوب به گردن آقای شاکی زد و پسر قد بلند شیشه ماشین را شکاند.)
اظهارات خانم مطلع ششم که در دادگاه فقط شهادت داده است:(داری هیچگونه سابقه کیفری نیستم و زندایی آقای شاکی هستم و ساکن بروجرد هستم و برای مهمانی به اهواز در خانه شاکی که مجاور مغازه آنها است رفته بودم که متوجه صدای درگیری شدم و به سمت مغازه رفتم و با صحنه بهم ریختگی مغازه روبه رو شدم و همین دونفرین آنجا حضور داشتند و در دست پسر قد کوتاه شئ فلزی بود و پسر قد بلند با چوب به گردن آقای شاکی زد و پسر قد بلند شیشه ماشین را شکاند.)
تحقیقات محلی صورت گرفته:(ضابطین به محله اعزام شدند و تحقیقات صورت گرفت و همسایه ها گفتند متهمین با شاکی دارای اختلاف بودند و آمدند در محله سر وصدا کردند و با شکات درگیری لفظی انجام دادند بعد یکی از آنها یک سبد نصفه گوجه را ریخت و دیگر چیز دیگری را بهم نریختند و نه شیشه ماشین شکاندند و نه سمت دخل مغازه رفتند.)
نامه پزشکی قانونی:تورم حنجره که ارزش آن نیم درصد دیه کامل است و ضربات بر اثر برخورد جسم سخت به وجود آمده است.
دفاعیات ما در دادگاه :(عرض شود که ما همسایه شاکیان هستیم و به دلایلی با آنها اختلاف داشتیم و به همراه مادرمان بیرون مغازه با شاکیان وارد درگیری لفظی شدیدی شدیم پدر آقای شاکی در داخل مغازه بود و آمد به درگیری ملحق شد و ما شیشه ماشین را نشکاندیم و هیچ گونه ضرب و جرحی شکل نگرفته است و هیچ سلاحی مثل چوب و مخصوصا چاقو در دست ما نبوده و دروغ است است ولی دست آقای شاکی قفل فرمان بود و داد و بیداد میکرد و آخر درگیری متوجه شدیم چند تا گوجه روی زمین ریخته شده است ولی نمیدانیم چه کسی آنها را ریخته بود و اینکه در هنگام مشاجره چندتا گوجه روی زمین ریخته شده است دلالت بر این نمیکنه که ما اینکار را کرده باشیم و از طرف خودشان ریخته شده تا بر علیه ما صحنه سازی کنند و پاپوش درست کنند و شاکیان با خانواده ما دارای دشمنی عمیقی است و درخواست جرح شهادت مطلع دوم به دلیل تناقض گویی بین حرف های خودش را داریم حرف خودش و سوگندی که در دادسرا به خدا خورده بود را نقض کرده است و گفته ندیده کسی آقای شاکی را بزند و مطلع اول هم ندیده چه کسی مغازه را بهم ریخته و اظهارات مطلع سوم که گفته بهم ریزی تک نفره بوده هم با شاکیان و مطلعین دیگر که گفته اند دو نفره بوده تناقض دارد که نشان از کذب بودن گفتار آنها است و اثبات شهادت دروغ مطلع چهارم این است که گفته با چوب به گردن مطلع سوم زده شده است چون هیچکس حتی خود مطلع سوم در خصوص این موضوع مهم چیزی نگفته است که این حرف مطلع چهارم بسیار نا مربوط و بیهوده است و هرکس برای خودش حرف های نامتعارف میزند و اصلا تمام دودمان شاکی و مستاجر شاکی دروغ میگویند که در محل حضور داشته اند و شاکی اصلا آنشب مهمان نداشته است و داستان پرداخت اجاره دروغی بیش نیست و طرف مقابل ما آقای شاکی و پدر و مادرش بودند و فامیل های آنها آنجا نبودند و درخواست استعلام حساب بانکی مستاجر شاکی را دادیم که متاسفانه اظهار داشت که نقدی پرداخت کرده تا نتوانیم دروغش را ثابت کنیم و شیشه ماشین شاکی از قبل ترک خوردگی داشته است و کار ما نبوده است.)
حالا چند تا سوال داشتم:با توجه به اینکه محکومیت ما درجه هشت است و دیه کمتر از یک دهم است و طبق قانون جرایم درجه هشت و دیه قابل تجدید نظر خواهی نیستند آیا میشود ما درخواست تجدید نظر نسبت به این احکام بدهیم یا اینکه فقط از جانب شاکی بابت برائت قدرت نمایی با چاقو قابل اعتراض است؟
و اینکه ما دارای هیچگونه سابقه ی کیفری نیستیم و پرداخت هفت میلیون تومان و ده ضربه شلاق توسط هر یک از ما بابت ریخته شدن چند عدد گوجه که همه آنها هم طبق عکس های گرفته شده از مغازه شاکی سالم هستند که به همین دلیل محکومیت تخریب عمدی اموال مغازه در رای درج نشده است بسیار ظالمانه است و چرا چنین رای سنگینی صادر شده است؟
و آیا امیدی است در دادگاه تجدید نظر به دلیل پیچیده شدن پرونده و تناقض های پیش آمده و اینکه مطلعین همه از اقوام شاکی هستند برائت بگیریم؟
لازم به ذکر است در عکس های گرفته شده ما حضور نداریم و فقط شاکی بعد از درگیری اقدام به بهم ریزی بیشتر کرده است و با گوشی خود چند تا عکس از مغازه گرفته است همچنین اتهام ضرب و جرح عمدی پسر قدبلند که با وجود مدرک پزشکی قانونی در مرحله دادسرا منع تعقیب خورده بود، حالا بعد از صدور حکم دادگاه بدوی که در ابتدای این مطلب نوشته شده است شاکی به قرار نهایی دادسرا اعتراض کرد و قرار منع تعقیب دادسرا نقض شد و قرار به جلب دادرسی صادر شده ولی هنوز تفهیم اتهام نشده ایم و در آینده پسر قد بلند به بازپرسی برای تفهیم اتهام احضار خواهد شد و اینطوری بود که با لشکرکشی سلسله و طایفه و خانواده شاکی ما محکوم شدیم و آنها زورگیری قانونی کردند.
حالا محکومیت ضرب و جرح عمدی و پرداخت دیه به صورت جداگانه رسیدگی میشود یا اینکه به این اتهام هم میتوانیم تجدید نظر کنیم؟