موضوعتان را بگویید، در چند ثانیه به وکیلِ در دسترس میرسید
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
اینجانب یکی از مالکین واحدهای مسکونی در پردیس هستم.
در اساسنامه داخلی مجتمع، بندی وجود دارد که هیئتمدیره را مجاز به دریافت مبالغی تحت عنوان «هزینههای عمرانی» از ساکنین میداند.
در حال حاضر، هیئتمدیره ماهیانه و بهصورت ثابت مبلغی جدا از شارژ عمومی ساختمان (مربوط به نظافت، نگهبانی، برق مشاعات و غیره) با عنوان «شارژ عمرانی» یا «تنخواه عمرانی» مطالبه میکند.
🔹 مبلغ مذکور ثابت و ماهیانه است (حدود ۳۵۰٬۰۰۰ تومان برای هر واحد).
🔹 هیچ پروژه عمرانی مشخص، تعمیر اساسی یا هزینه سرمایهای در حال انجام نیست.
🔹 هیئتمدیره اعلام کرده این مبالغ جهت «پوشش هزینههای احتمالی آینده» و ایجاد «صندوق عمرانی» اخذ میشود.
🔹 گفته میشود این موضوع در مجمع عمومی با رای اکثریت تصویب شده، اما اینجانب در آن جلسه حضور نداشتم، هیچ مصوبهای را امضا نکردهام و رضایتی نسبت به پرداخت این مبالغ نداشتهام.
اخیرا وکیل ساختمان اظهارنامهای رسمی ارسال کرده که در آن مبلغ پنج میلیون تومان بابت «شارژ و هزینههای عمرانی» مطالبه و تهدید شده در صورت عدم پرداخت، علاوه بر قطع خدمات مشاعی، از ورود بنده به بلوک نیز جلوگیری میشود.
این اقدام از چند جهت محل اعتراض است:
این نوع وجه فاقد مبنای مشخص در قانون تملک آپارتمانها و آییننامه اجرایی آن بوده و تحمیل پرداخت بدون وجود هزینه واقعی یا پروژه عمرانی مصوب محسوب میشود.
سؤالات مشاوره:
۱. آیا دریافت ماهیانه مبلغ ثابت تحت عنوان «عمرانی» بدون پروژه مشخص، حتی در صورت تصویب مجمع عمومی، مشروع و الزامآور است؟
۲. آیا چنین مصوبهای میتواند مبنای مطالبه وجه یا اقامه دعوی باشد؟
۳. اگر مالک در جلسه مجمع حضور نداشته و مصوبه را امضا نکرده باشد، آیا تصمیم اکثریت برای او لازمالاجراست؟
۴. تهدید به ممانعت از ورود مالک به ملک شخصی از نظر حقوقی و کیفری چه جایگاهی دارد؟
۵. بهترین روش پاسخ به اظهارنامه چیست؟ پاسخ کتبی کفایت دارد یا باید اظهارنامه رسمی از طریق دفاتر خدمات قضایی ارسال شود؟
۶. در صورت طرح دعوی جهت ابطال مصوبه یا استرداد مبالغ عمرانی، احتمال موفقیت و هزینه تقریبی دادرسی و حقالوکاله چقدر است؟
بادرود
در قانون تملک آپارتمانها و آییننامه اجرایی آن، به صراحت به موضوع "شارژ عمرانی" اشاره نشده است. با این حال، میتوان استدلال کرد که این نوع هزینهها باید بر اساس نیاز واقعی و با تصویب پروژههای مشخص عمرانی تعیین شوند، نه به صورت ثابت و ماهیانه.
تصمیمات مجمع عمومی برای تمام مالکین، اعم از حاضر و غایب، لازمالاجرا است، مشروط بر اینکه تصمیمات مذکور مطابق با قانون و اساسنامه داخلی مجتمع باشند.
تهدید به ممانعت از ورود مالک به ملک شخصی، یک عمل غیرقانونی و قابل پیگیری است. هیچ شخص یا نهادی حق ندارد مالک را از ورود به ملک خود منع کند.
در پاسخ به اظهارنامه، میتوانید به مغایرت مصوبه مجمع عمومی با قانون تملک آپارتمانها، عدم وجود پروژه عمرانی مشخص، غیرقانونی بودن تهدید به ممانعت از ورود به ملک شخصی و سایر موارد اعتراض خود اشاره کنید.
وضعیت حقوقی شما در قبال اقدامات هیئتمدیره مجتمع مسکونیتان قابل بررسی است و بسیاری از نگرانیهای شما مبنای قانونی دارد. در ادامه، پاسخ سوالات شما به تفکک ارائه میشود:
۱. مشروعیت و الزامآور بودن «شارژ عمرانی» ثابت و ماهانه
دریافت مبلغ ثابت و ماهانه تحت عنوان «شارژ عمرانی» یا «تنخواه عمرانی» برای ایجاد یک صندوق ذخیره و پوشش هزینههای احتمالی آینده، حتی در صورت تصویب در مجمع عمومی، محل تردید جدی است.
بر اساس قانون تملک آپارتمانها، هزینههای مشترک به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
هزینههای جاری (شارژ عمومی): این هزینهها برای نگهداری و اداره مستمر ساختمان مانند حقوق نگهبان، نظافت، و بهای برق و آب مشاع است. دریافت این مبالغ به صورت ماهانه قانونی و ضروری است.
هزینههای سرمایهای یا عمرانی: این هزینهها مربوط به تعمیرات اساسی، بازسازی یا ایجاد تاسیسات جدید است (مانند ایزوگام بام، بازسازی نما، نصب آسانسور).
مطالبه هزینه برای امور عمرانی باید مستند به یک پروژه مشخص، معین و مصوب باشد. دریافت وجه بدون وجود هزینه واقعی و صرفا برای انباشت سرمایه در صندوق، با روح قانون تملک آپارتمانها که بر تقسیم هزینههای واقعی تاکید دارد، سازگار نیست. بنابراین، مصوبهای که مالکین را به پرداخت مبلغی نامشخص برای هدفی نامعین در آینده ملزم کند، میتواند از نظر قانونی قابل ابطال باشد.
۲. امکان استناد به مصوبه برای مطالبه وجه یا اقامه دعوی
بله، هیئتمدیره میتواند با استناد به مصوبه مجمع عمومی، علیه شما برای مطالبه وجه اقدام کرده و اظهارنامه ارسال کند یا حتی دعوی حقوقی طرح نماید. اما این اقدام به معنای قانونی بودن قطعی خواسته آنها نیست.
شما نیز در مقابل حق دارید نسبت به اساس و ماهیت مصوبه اعتراض کرده و دعوای ابطال مصوبه مجمع عمومی را در دادگاه مطرح کنید. اگر دادگاه رای به ابطال مصوبه بدهد، دیگر مبنای قانونی برای مطالبه آن وجوه وجود نخواهد داشت.
۳. لازمالاجرا بودن مصوبات مجمع برای مالک غایب
طبق ماده ۹ قانون تملک آپارتمانها، تصمیمات مجمع عمومی که با رعایت تشریفات قانونی (نصاب رسمیت جلسه و اکثریت آرا) اتخاذ شده باشد، برای کلیه مالکین، حتی غایبین و مخالفین، لازمالاجرا است. بنابراین، عدم حضور و عدم امضای شما به تنهایی دلیلی برای نپرداختن هزینههای قانونی نیست.
با این حال، این قاعده یک شرط اساسی دارد: مصوبه خود باید قانونی باشد. اگر مصوبه مجمع، برخلاف قوانین آمره (مانند قانون تملک آپارتمانها) باشد، هر مالک ذینفع میتواند ابطال آن را از دادگاه بخواهد. در مورد شما، استدلال اصلی نه بر غیبت در جلسه، بلکه بر غیرقانونی بودن نفس مصوبه (دریافت پول برای پروژه نامشخص) استوار است.
۴. جایگاه حقوقی و کیفری تهدید به ممانعت از ورود
این اقدام هیئتمدیره کاملا غیرقانونی و جرم است. حق مالکیت شما بر واحد مسکونیتان یک حق عینی و مطلق است و هیچکس، از جمله هیئتمدیره، حق ندارد مانع ورود شما به ملک شخصیتان شود.
از نظر کیفری: این تهدید و عمل، مصداق بارز جرم «ممانعت از حق» موضوع ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی است. در صورت وقوع چنین عملی، میتوانید فورا با پلیس (۱۱۰) تماس گرفته و صورتجلسه تهیه کنید و سپس شکایت کیفری علیه شخص یا اشخاصی که مانع ورود شما شدهاند، تنظیم نمایید.
از نظر حقوقی: هیئتمدیره برای وصول مطالبات خود صرفا میتواند از طرق قانونی مانند ارسال اظهارنامه، صدور اجراییه از طریق اداره ثبت (برای بدهیهای معوق) یا مراجعه به دادگاه اقدام کند. تنها ضمانت اجرایی که قانون (ماده ۱۰ مکرر) پیشبینی کرده، قطع خدمات مشترک (مانند گرمایش مرکزی یا آب مشترک) آن هم پس از ابلاغ اظهارنامه و عدم پرداخت بدهی است و هرگز شامل ممانعت از ورود نمیشود.
۵. بهترین روش پاسخ به اظهارنامه
پاسخ ندادن به اظهارنامه به معنای پذیرش ادعای طرف مقابل نیست، اما پاسخ دادن رسمی، موضع قانونی شما را مستحکم میکند. بهترین و موثرترین روش، ارسال اظهارنامه رسمی متقابل از طریق یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی است.
در پاسخ خود به موارد زیر اشاره کنید:
اعلام وصول اظهارنامه آنها به شماره فلان.
رد ادعای بدهی بابت «شارژ عمرانی» و غیرقانونی دانستن آن به دلیل عدم وجود پروژه عمرانی مشخص و مصوب.
اعلام اینکه تهدید به ممانعت از ورود، جرمی آشکار است و در صورت هرگونه اقدام در این خصوص، شکایت کیفری خواهید کرد.
اعلام آمادگی برای پرداخت هزینههای جاری و قانونی ساختمان (شارژ عمومی) مطابق با قانون.
حفظ حق خود برای طرح دعوای ابطال مصوبه مجمع عمومی.
حتما پیش از ارسال، متن اظهارنامه را با یک وکیل مشورت کنید.
۶. احتمال موفقیت و هزینههای دادرسی
احتمال موفقیت: با توجه به مبانی قانونی، احتمال موفقیت شما در دعوای ابطال مصوبه مربوط به شارژ عمرانی و همچنین در دفاع مقابل مطالبه وجه از سوی هیئتمدیره، بسیار بالا ارزیابی میشود. خصوصا که دریافت وجه برای هزینه نامعین، مبنای قانونی محکمی ندارد.
هزینه دادرسی: هزینه دادرسی در دعاوی مالی، درصدی از مبلغ خواسته (مبلغی که هیئتمدیره مطالبه میکند یا شما برای استرداد میخواهید) است که حدودا ۳.۵٪ برای مراحل بدوی محاسبه میشود.
حقالوکاله: این مبلغ کاملا توافقی بین شما و وکیل است و به پیچیدگی پرونده، تجربه وکیل و شهر محل فعالیت بستگی دارد. تعرفه رسمی قوه قضائیه نیز وجود دارد، اما معمولا وکلا بر اساس توافق کار میکنند. برای پروندهای با این ماهیت، مبلغ میتواند متغیر باشد، لذا توصیه میشود از چند وکیل متخصص در امور ملکی مشاوره و پیشنهاد حقالوکاله دریافت کنید.
سلام وقت بخیر، کاربر ارجمند دریافت ماهیانه مبلغ ثابت تحت عنوان عمرانی بدون وجود پروژه مشخص یا هزینه واقعی، حتی اگر در مجمع تصویب شده باشد، الزامآور نیست و مصوبه مجمع به تنهایی نمیتواند مبنای قانونی مطالبه یا اقامه دعوی علیه شما باشد؛ اگر در جلسه حضور نداشتید یا رضایت ندادید، تصمیم اکثریت شامل شما نمیشود. تهدید به جلوگیری از ورود به ملک شخصی غیرقانونی است و میتوان علیه آن اقدام کرد. بهترین روش پاسخ، ارسال یک اظهارنامه رسمی با توضیح اعتراض و عدم رضایت است. در صورت طرح دعوی برای ابطال مصوبه یا استرداد وجه، شانس موفقیت بالا است و هزینه دادرسی و حقالوکاله بسته به مبلغ و وکیل متفاوت است.