آیا استناد به گواهی انحصار وراثت که در اصل مشمول مرور زمان نمی باشد و یک دعوای حقوقی هست وجاهت قانونی دارد یا خیر؟
با عرض سلام و درود و احترام
عزیزان بنده سوالی مطرح نمودم دوستان فرمودند که مبهم میباشد فلذا مجددآ با ذکر جزئیات مطرح میکنم
خدمت شریفتان عارضم که شخصی پس از آنکه متوجه تخریب ملک پدر بزرگ مرحومش میشود که پدر مرحومش (طبق گواهی انحصار وراثتی که سال ۱۳۷۳ صادر شده است) در آن دارای سهم الارث بوده است بلافاصله پس از اطلاع از تخریب در سال ۱۴۰۰ با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته و گزارش پلیس صادر میشود سپس به اداره ثبت و اداره مالیات مراجعه نموده و متوجه میگردد که در سال ۱۳۸۴ توسط عمویش اقدام به دریافت گواهی انحصار وراثت مجددی کرده است که در آن نام پدر وی از وراث پدر بزرگش حذف گردیده است و متعاقبآ از عموی خود پس از یک هفته از زمان اطلاع که در گزارش پلیس نیز تاریخ آن وجود دارد شکایتی مبنی بر کلاهبرداری و فروش مال غیر را مطرح مینماید و همزمان نیز پرونده حقوقی مبنی بر خلع ید تشکیل داده است که در جلسه رسیدگی به پرونده حقوقی رسید مجعولی از سوی عموی وی ارائه میگردد که نوشته شده است وراث پدرش در گذشته سهم الارث خود را دریافت نموده اند وی نیز با توجه به اینکه مطمئن بوده امضاء رسید متعلق به او و خانواده اش نمی باشد مجدد شکایت کیفری مبنی بر جعل و استفاده از اوراق مجعول را ارائه میکند و پرونده به شعبه دیگری ارسال میشود و کارشناسی نیز جعلی بودن رسید را تایید میکند بازپرس شعبه ای که پرونده کلاهبرداری را رسیدگی می نمود پرونده جعل را از شعبه بدوی اخذ نموده و لف پرونده کلاهبرداری میکند و نهایتآ نیز قرار موقوفی تعقیب به دلیل مرور زمان را صادر مینماید که در قرار صادره چنین آمده است که با توجه به اینکه هر دو پرونده صرف نظر از نظریه کارشناسی ریشه در گواهی انحصار وراثت هایی دارد که یکی در سال ۱۳۷۳ و دیگری در سال ۱۳۸۴ صادر شده است و بیش از ۱۵ سال از آن زمان سپری گردیده است لذا مشمول مرور زمان گردیده و قرار موقوفی تعقیب صادر میگردد که این قرار صرف نظر از مخالف بودن با ماده ۱۰۹ قانون ثبت و ماده ۱۰۹ قانون مجازات اسلامی که جرایم کلاهبرداری و فروش مال غیر را مشمول مرور زمان نمیکند به گواهی انحصار وراثت استناد نموده است که در واقع یک دعوای حقوقی میباشد که در آن مرور زمان معنا پیدا نمیکند و جالبتر اینکه ایشان به قرار صادره اعتراض کرده است و پرونده به دادگاه کیفری ۲ ارسال شده است که قاضی دادگاه ظاهرآ پرونده را نخوانده اینچنین رای صادر میکند با توجه به اینکه قرار منع تعقیب صادره طبق قانون صادر شده است و ایرادی بر آن وارد نیست دادگاه قرار منع تعقیب را تایید مینماید و در دو مرتبه به جای ذکر قرار موقوفی تعقیب از قرار منع تعقیب استفاده کرده است که بعید هم میباشد به دلیل تکرار آن اشتباه تایپی بوده باشد و به نظر می رسد بدون مطالعه پرونده صرفآ قرار را خواسته است تایید کند حال سوال اینجاست با این اوصاف بازپرس و قاضی شعبه کیفری دو مرتکب تخلف انتظامی گردیده اند یا خیر؟
عزیزان عذر خواهی اینجانب را به دلیل طولانی شدن شرح موضوع پذیرا باشید با سپاس