آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
از متن هبه: به مساحت ۲۰۰۰ متر از زمین زراعتی واقع در روستای x از ملک شخصی اینجانب x مساحت زراعی فوق را در مورخه ۷ دی ۷۷ با حضور معتمدین به طور دائمی به عروس خودم به نام y واگذار نمودم. انشالله تعالی از حال تاریخ تا مادامالعمر ارضی و ایمانی زمین زراعی فوق از مال عروسم باشد و از زمین ذکر شده خلع ید دائمی نمودهام. هیچگونه اعتراض ارضی ایمانی نسبت به زمین ذکر شده ندارم.
طبق متن بالا، پدرشوهر زمینی به عروس خود در جلسه خواستگاری و مقدمات ازدواج داده است که از زمین زراعی خود ذکر شده اما حدود اربعه آن مشخص نیست. به نوعی مال به صورت مشاع اعطا شده است.
اما عروس تا سال ۹۰ در زمینهای زراعتی پدرشوهر همراه شوهر خود سالیان سال بهرهبرداری میکردند و سهم برنج خود را دریافت میکردند. آیا میتوان استناد کرد که هبه بهصورت مشاع بوده و قبض و اقباض هم بهصورت مشاع صورت گرفته؟ (چون قانون کلی نظر داده و جزیی وارد چنین مسئلهای نشده) و معامله صحیح است.
و از آنجایی که داخل متن بهصورت کامل از خود خلع ید نموده، حق رجوع را هم از خود سلب کرده و حالا پدرشوهر که فوت کرده، زمین توسط سایر ورثه تصرف شده است.
و آیا راهی برای چنین متنی هست که به صلحنامه یا واگذارنامه تعبیر شود، چون در متن نوشته شده بهطور دائمی واگذار نمودهام؟ به این مضمون که در ازای عروس خانواده شدن این مورد واگذار گردید به خانم y یا بهصورت صلحنامه در نظر گرفته شود که مورد و مشکل قبض و اقباض پیش نیاید؟
۱. در خصوص هبه: طبق ماده ۷۹۵ قانون مدنی، هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به صورت رایگان به دیگری میبخشد. برای اینکه هبه صحیح باشد، باید مال به دست گیرنده برسد (قبض و اقباض)، و اگر مال به صورت مشاع است، باید به نحوی که در عرف قابل قبول است، قبض صورت بگیرد.
۲. در مورد متن هبه: با توجه به اینکه در متن ذکر شده که زمین به صورت دائمی به عروس واگذار شده و پدرشوهر از خود خلع ید نموده است، نشان میدهد که قصد واقعی هبهکننده انتقال دائمی مالکیت بوده است.
۳. در خصوص استفاده و بهرهبرداری از زمین: استفاده عروس و شوهرش از زمین و بهرهبرداری از آن میتواند به عنوان دلیلی برای تحقق قبض و اقباض بهصورت مشاع در نظر گرفته شود.
۴. در مورد صلحنامه یا واگذارنامه: بر اساس ماده ۷۵۲ قانون مدنی، صلح ممکن است بهصورت «صلح در مقام معامله» باشد که به جای عقد دیگری مانند بیع یا هبه قرار میگیرد. در اینجا اگر بتوان اثبات کرد که قصد واقعی طرفین انتقال مالکیت بوده، ممکن است بتوان آن را به عنوان صلحنامه تعبیر کرد.
در نهایت، برای تعیین دقیق وضعیت حقوقی، نیاز به بررسی دقیقتری از مفاد قرارداد و شواهد موجود است.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
با سلام
بله، هبه مال مشاع صحیح است. بهرهبرداری طولانیمدت (قبض مشاع) و فوت واهب، عقد را لازم کرده و مانع رجوع ورثه است.
ضمنا، برای رفع مشکل قبض، میتوانید با استناد به عبارت "دائمی واگذار نمودم"، آن را به **صلحنامه** تفسیر کنید که نیازی به قبض ندارد.
پیشنهاد میشود جهت اطلاع کافی از حقوقتان و اقدامات موفق از مشاوره تلفنی یا آنلاین بهره مند شوید تا کامل و دقیق راهنمایی تان کنم.
سلام
هبه صحیح است و بعد فوت واهب قابل رجوع و برگشت نمیباشد
و شما مالک مشاعی آنچه به شما هبه شده هستید
و طبق همان گواهیرمیتوانید درخواست سند و افراز نمائید
سلام....با توجه به توضیحات و قرائن ارائهشده، ارکان و شرایط قانونی عقد هبه بهطور کامل رعایت گردیده و این عقد به شکل صحیح و معتبر منعقد شده است، بهنحوی که از حیث حقوقی ایرادی بر صحت وقوع آن وارد نیست و آثار قانونی مربوط به هبه بر آن مترتب میگردد.
با توجه به توضیحات و قرائن ارائهشده، ارکان و شرایط قانونی عقد هبه بهطور کامل رعایت گردیده و این عقد به شکل صحیح و معتبر منعقد شده است، بهنحوی که از حیث حقوقی ایرادی بر صحت وقوع آن وارد نیست و آثار قانونی مربوط به هبه بر آن مترتب میگردد.
با سلام و احترام؛ با توجه به فوت واهب، عقد هبه قطعی شده و حق رجوع برای ورثه ساقط است؛ همچنین با عنایت به عبارت واگذاری دائمی، این متن میتواند صلحنامه تلقی گردد که مطابق قانون مدنی، ابهام در حدود اربعه در اموال مشاع خللی به صحت آن وارد نمیکند و بهرهبرداری عملی عروس تا سال ۹۰، امارهای قاطع بر وقوع قبض و تملک قانونی است.
با سلام و احترام
در هبه ملاک این هست که هدیه دهنده مالک باشه در فرض سوال شما پدر شوهرتون مالک بوده حتی مشاعی و در حیات خودش از هبه رجوع نکرده با توجه به اینکه قبض و انقباض هم رخ داده عقد هبه کامل هست و ورثه نمیتونن از شما بگیرند نیازی هم به سایر عقود ازجمله صلح نیست
مستند مذکور، به دلیل تصریح بر "واگذاری دائمی" و "خلع ید"، از حیث ماهوی یک "عقد صلح در مقام هبه" محسوب میشود که طبق ماده ۷۶۰ قانون مدنی، عقدی لازم و غیرقابلرجوع است. از آنجا که در عقد صلح، برخلاف هبه، "قبض و اقباض" شرط صحت نبوده و ابهام در مورد معامله (مشاع بودن) مخل اعتبار عقد نیست، این واگذاری از تاریخ تنظیم، قطعی تلقی شده و فوت مصالح (پدرشوهر) خللی به مالکیت متصالح (عروس) وارد نمیکند
با سلام کاربر گرامی عقدی که بین عروس و پدر همسرش منعقد شده هبه معوض بوده که هم عوض( عروس خانواده شدن) و هم قبض( تصرف عروس در طی سالیان و برداشت محصول بدون مخالفت سایر شرکا)به درستی صورت گرفته و وراث پدر شوهر نمیتوانند ادعایی داشته باشند.
با وقوع عقد هبه عروس و پدر شوهر مالک مشاعی مال موضوع هبه شدهاند و با توجه به اینکه پس از وقوع عقد نیز عروس در ملک تصرف داشته به معنای قبض هبه میباشد فلذا عقد هبه به صورت صحیح واقع شده است
این توافق یا نوشته،از نظر حقوقی یا هبه صحیح مال مشاع است یا با توجه به عبارات «واگذاری دائمی» و «خلع ید دائمی» میتواند صلح بلاعوض و انتقال قطعی و لازم تلقی شود. هبه مال مشاع با تعیین مقدار (۲۰۰۰ متر) صحیح است و عدم ذکر حدود اربعه موجب بطلان نیست. بهرهبرداری مشترک عروس و شوهر از زمین و دریافت محصول تا سال ۱۳۹۰، قبض و اقباض عرفی و مشاع را در زمان حیات واهب محقق میکند و ایراد عدم قبض را منتفی میسازد. با تحقق قبض و نیز فوت واهب، حق رجوع ساقط شده و زمین از ترکه خارج است. بنابراین تصرف فعلی سایر وراث فاقد مبنای قانونی بوده و عروس میتواند با استناد به این سند، دعوای اثبات مالکیت و خلع ید مطرح کند.
این توافق یا نوشته،از نظر حقوقی یا هبه صحیح مال مشاع است یا با توجه به عبارات «واگذاری دائمی» و «خلع ید دائمی» میتواند صلح بلاعوض و انتقال قطعی و لازم تلقی شود. هبه مال مشاع با تعیین مقدار (۲۰۰۰ متر) صحیح است و عدم ذکر حدود اربعه موجب بطلان نیست. بهرهبرداری مشترک عروس و شوهر از زمین و دریافت محصول تا سال ۱۳۹۰، قبض و اقباض عرفی و مشاع را در زمان حیات واهب محقق میکند و ایراد عدم قبض را منتفی میسازد. با تحقق قبض و نیز فوت واهب، حق رجوع ساقط شده و زمین از ترکه خارج است. بنابراین تصرف فعلی سایر وراث فاقد مبنای قانونی بوده و عروس میتواند با استناد به این سند، دعوای اثبات مالکیت و خلع ید مطرح کند.
باسلام
با توجه به متن هبه و شرایط ذکر شده، میتوان با استناد به بهرهبرداری مشاعی سابق و تصریح به واگذاری دائمی، ادعا کرد هبه به صورت مشاع صحیحا واقع شده و حق رجوع ساقط شده است
درود
با توجه به توضیحات شما عقد هبه منعقد شده و قبض هم صورت گرفته،میتوانید دادخواست رفع تصرف بدهید ولی برای بهتر نتیجه گرفتن توصیه میشود با یک وکیل مشاوره نمایید.