آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
سلام. پدر بنده به قتل رسیده و باید دیه بگیریم. چون هر یک از وراث یک طرفی هستند و آمد و شد برایمان سخت است میخواستیم یکی از وراث را وکیل کنیم تا او برود دنبال کارها و پول دیه را بگیرد.
اولا آیا امکانش هست؟
ثانیا در وکالتنامه چه باید بنویسیم تا اجرای احکام یا بیمه انقلت نیاورد؟
بله، امکان وکالت دادن به یکی از وراث برای پیگیری و دریافت دیه وجود دارد. برای این منظور، باید وکالتنامهای رسمی تهیه کنید که در آن به صراحت به موارد زیر اشاره شود:
۱. اختیار وکیل برای پیگیری امور قضایی مربوط به دریافت دیه.
۲. اختیار وکیل برای مذاکره و انجام امور اداری و مالی مربوط به دریافت دیه از بیمه یا مراجع قضایی.
۳. ذکر دقیق مبلغ دیه و موضوع وکالت.
۴. ذکر اطلاعات دقیق وراث و وکیل، از جمله نام، نام خانوادگی و شماره ملی.
با توجه به ماده ۶۷۴ قانون مدنی، وکالتنامه باید به صورت رسمی تنظیم شود و به تمامی موارد مورد نیاز برای انجام وکالت اشاره کند تا از ایجاد هر گونه انقلت جلوگیری شود.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
سلام
بله، از نظر قانون میتوانید یک نفر از وراث را با وکالتنامه رسمی مامور پیگیری پرونده و دریافت کل دیه کنید و اگر متن وکالتنامه درست تنظیم شود، اجرای احکام و شرکت بیمه معمولا هیچ اشکالی نمیگیرند.
اصل امکان وکالت یک وارث
دیه بعد از فوت، جزو ترکه متوفی است و حق همه وراث محسوب میشود و هر کدام به نسبت سهمالارث خود مالک آن هستند.
طبق مقررات «نحوه اجرای محکومیت به دیه»، اگر اولیای دم (وراث صاحب حق دیه) چند نفر باشند و همه آنها یک نفر را به عنوان «وکیل یا نماینده قانونی» معرفی کنند، اجرای احکام میتواند تمام مبلغ دیه را به حساب همان وکیل واریز کند.
در عمل هم شرکتهای بیمه و هم اجرای احکام، در صورتی که وکالتنامه رسمی و صریح ارائه شود، دیه را فقط به همان شخص وکیل پرداخت میکنند و حضور تکتک وراث را لازم نمیدانند.
مدارک پایه که باید آماده کنید
صدور و استفاده از این نوع وکالتنامه معمولا منوط به داشتن «گواهی انحصار وراثت» است تا وراث قانونی و سهمالارث هر کدام مشخص باشد.
اجرای احکام و شرکت بیمه معمولا علاوه بر وکالتنامه، گواهی فوت، رای قطعی دادگاه کیفری درباره دیه، گواهی انحصار وراثت و مدارک هویتی وراث و وکیل را مطالبه میکنند.
نکات مهم در نوع و شکل وکالتنامه
حتما وکالتنامه باید «رسمی» و در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم شود؛ وکالتنامه دستی یا عادی را نه اجرای احکام میپذیرد و نه بیمه.
بهتر است وکالتنامه «خاص» و مشخص برای همین پرونده قتل و دریافت همین دیه تنظیم شود، نه یک وکالت کلی و مبهم؛ و در آن نام متوفی، شماره پرونده کیفری (تا حد امکان)، نام دادگاه یا شعبه و در صورت وجود بیمه شخص ثالث، نام شرکت بیمه ذکر شود.
هر یک از وراث کبیر باید جداگانه در دفترخانه حاضر شده و به همان شخص منتخب، وکالت بدهند یا اگر همه با هم حاضر میشوند، در یک سند مشترک، همگی او را به عنوان وکیل معرفی کنند.
چه اختیاراتی حتما باید در وکالتنامه ذکر شود؟
برای اینکه اجرای احکام یا بیمه «ایراد نگیرند»، در قسمت «حدود اختیارات» چند بند را حتما صریح بنویسید:
پیگیری پرونده کیفری و اداری
متن تقریبا به این سبک باشد:
«مراجعه به کلیه مراجع قضایی اعم از دادسرا، دادگاه کیفری، شعب اجرای احکام کیفری، پزشکی قانونی، شوراهای حل اختلاف و سایر مراجع ذیربط در خصوص پرونده مربوط به قتل مرحوم … فرزند … و انجام هرگونه اقدام لازم برای پیگیری پرونده تا صدور و اجرای حکم دیه.»
این عبارت، هم برای اجرای احکام و هم برای بیمه کفایت میکند تا بدانند وکیل حق پیگیری کامل پرونده را دارد.
مطالبه و دریافت دیه از هر شخص ذیربط
حتما عینا ذکر شود که وکیل حق «مطالبه، دریافت و قبض» دیه را دارد، مثلا:
«مطالبه، دریافت و قبض تمام یا قسمتی از دیه و خسارات متعلقه به موکلین ناشی از قتل مرحوم … از محکومعلیه، شرکت بیمه …، صندوق تامین خسارتهای بدنی، بیتالمال و هر شخص حقیقی یا حقوقی دیگر، به هر مبلغ و به هر نحو (وجه نقد، حواله، واریز به حساب بانکی، چک، سفته و غیره) و امضای هرگونه رسید، مفاصاحساب، صورتجلسه و اسناد مربوط.»
این صراحت باعث میشود هم اجرای احکام و هم بیمه بپذیرند که وکیل مجاز است کل مبلغ دیه را برای همه وراث تحویل بگیرد.
تصریح به معرفی حساب وکیل برای واریز کل دیه
چون طبق ماده ۱۱۹ آییننامه نحوه اجرای محکومیت به دیه، اگر همه اولیای دم وکیل معرفی کنند، دیه میتواند مستقیم به حساب او واریز شود، بهتر است این اختیار را روشن بنویسید:
«اختیار معرفی و اعلام شماره حساب بانکی به نام خود به واحد اجرای احکام کیفری و شرکت بیمه جهت واریز کل وجوه و دیات متعلق به موکلین و دریافت وجوه مزبور از حساب مذکور.»
این جمله معمولا مانع این میشود که اجرای احکام بگوید باید برای هر وارث یک حساب جدا معرفی شود.
در مورد گذشت از قصاص و مصالحه
اگر حق قصاص مطرح است و نمیخواهید وکیل به تنهایی بتواند گذشت کند یا دیه را کم و زیاد کند، صریحا بنویسید «بدون حق گذشت از قصاص، صلح و سازش و اسقاط حق دیه» تا اختیار او محدود به اخذ دیه و پیگیری باشد.
اگر برعکس، میخواهید او بتواند از طرف همه شما گذشت کند و در مورد مقدار دیه با طرف مقابل یا بیمه مصالحه کند، صریحا ذکر شود: «با حق صلح و سازش، اسقاط حق قصاص، تبدیل قصاص به دیه، گذشت بلاعوض یا معوض و تعیین میزان و نحوه پرداخت دیه.»
اختیار حضور در بیمه و امضای همه فرمها
برای اینکه شرکت بیمه بهانه نگیرد، معمولا چنین عبارتی مناسب است:
«مراجعه به کلیه شرکتهای بیمه از جمله شرکت بیمه … و شعب و واحدهای وابسته و ارائه مدارک، تکمیل و امضای فرمها و مدارک، پیگیری پرونده خسارت، دریافت هرگونه خسارت و دیه بابت سهمالارث موکلین و امضای رسید و مفاصاحساب.»
در بسیاری از رویههای بیمهای تاکید شده است که در وکالتنامه باید صراحتا دریافت هر مبلغ خسارت بابت سهم وراث قانونی ذکر شود.
نکات احتیاطی بین خود وراث
از نظر اجرای احکام و بیمه، همینکه به استناد وکالتنامه رسمی، پول را به وکیل بدهند، تکلیفشان ادا شده و دیگر به اینکه بعدا بین شما چگونه تقسیم میشود کاری ندارند.
اگر میخواهید برای اطمینان، در خود وکالتنامه قید شود که وکیل «موظف است پس از وصول دیه، سهمالارث هریک از وراث را طبق گواهی انحصار وراثت به آنان پرداخت نماید»، میتوانید این جمله را در بخش «سایر شروط» به دفترخانه بگویید تا اضافه کند؛ این بند بیشتر برای تنظیم رابطه بین خودتان است، نه برای رفع ایراد اجرای احکام.