آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
مطابق با قانون قضایی و کیفری، شهادت بر امر عدمی (یعنی نبودن یک چیز یا عدم وقوع یک اتفاق) بهطور کلی در دادسرا و در دادگاه کیفری ۲ دادگستری قابل استماع نیست و از نظر قانونی معتبر شناخته نمیشود و شهادت باید بر امر وجودی باشد تا بتواند در مراجع قضایی مورد استناد قرار بگیرد. شاکی دو شهود دارد که به ضرب و جرح عمدی توسط مشتکیعنه شهادت میدهند. در این صورت، دادسرا و دادگاه کیفری ۲ نبایستی از مشتکیعنه دو شهود را قبول کنند که به عدم ضرب و جرح عمدی شاکی شهادت میدهند چون شهادت بر امر عدمی است. برای اینکه تعارض ادله صورت نگیرد.
اگر بابت ضرب و جرح عمدی شاکی شکایت کند و اگر فیلم تصویری مربوط به روز درگیری وجود نداشته باشد و گزارش تحقیقات محلی نیز راه به جایی نبرد و گزارش ضابط قضایی پلیس ۱۱۰ به عنوان مدرک نیز قابل استناد نباشد و مشتکیعنه به درگیری و ضرب و جرح عمدی اقرار نکند و قرائن و اماراتی که موجب ظن قوی قاضی و منجر به وجود لوث هم نباشد، اگر شاکی گواهی پزشکی قانونی داشته باشد و دو نفر شهود به دادسرا ببرد و شهادت بدهند که مشتکیعنه ایشان را مورد ضرب و جرح عمدی قرار داده است و شاکی نیز درخواست اتیان سوگند کند، اما اگر مشتکیعنه نیز دو نفر شهود به دادسرا ببرد و شهادت بدهند که شاکی را مورد ضرب و جرح عمدی قرار نداده است، با عنایت به مادتین ۱۹۹ و ۲۰۹ قانون مجازات اسلامی که در مقابل ماده ۳۱۷ قانون مجازات اسلامی قرار دارند، ابتدا دادسرا قرار جلب به دادرسی صادر میکند یا قرار منع تعقیب؟ و آیا دادگاه کیفری ۲ مشتکیعنه را محکوم میکند و رای به نفع شاکی (دیه) صادر میکند یا خیر؟
طبق قانون مجازات اسلامی، شهادت بر امر وجودی معتبر است و شهادت بر امر عدمی معتبر نمیباشد.
در صورتی که شاکی دو شاهد به دادسرا معرفی کند که به ضرب و جرح عمدی شهادت دهند، دادسرا میتواند قرار جلب به دادرسی صادر کند. در این حالت، مدارک و شواهد دیگر مانند گواهی پزشکی قانونی و سوگند شاکی میتواند در تصمیمگیری دادسرا و دادگاه تأثیرگذار باشد.
مواردی مانند نبود فیلم تصویری یا گزارش تحقیقات محلی که به جایی نرسیدهاند، نمیتوانند به تنهایی باعث منع تعقیب شوند. در نهایت، دادگاه میتواند بر اساس مدارک و شواهد موجود، رای صادر کند و در صورت اثبات ضرب و جرح عمدی، دیه تعیین نماید.
ماده ۱۹۹ و ۲۰۹ قانون مجازات اسلامی به مواردی اشاره دارند که در آنها شهادت معتبر است و بر اساس آن، دادگاه میتواند تصمیمگیری کند. در مقابل، ماده ۳۱۷ به امر عدمی اشاره دارد که شهادت بر آن معتبر نمیباشد.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
با سلام
با توجه به وجود گواهی پزشکی قانونی، شهادت دو شاهد بر وقوع ضرب و جرح، و درخواست سوگند از سوی شاکی، دادسرا معمولا قرار جلب به دادرسی صادر میکند. در دادگاه کیفری ۲، اگر شهود شاکی معتبر شناخته شوند و مشتکیعنه نتواند لوث را رفع کند، احتمال صدور حکم به نفع شاکی و محکومیت به پرداخت دیه وجود دارد.
سلام
با توجه به سناریوی پیچیدهای که مطرح کردید، تحلیل حقوقی موضوع در دو مرحلهی دادسرا و دادگاه کیفری ۲ به شرح زیر است:
تحلیل وضعیت پرونده در دادسرا
در این مرحله، وظیفه بازپرس یا دادیار، بررسی ادله و تشخیص این موضوع است که آیا دلایل کافی برای انتساب اتهام به متهم (مشتکیعنه) و ارسال پرونده به دادگاه وجود دارد یا خیر.
۱. مسئله "شهادت بر امر عدمی": ابتدا باید به این تصور رایج اما نه کاملا دقیق پرداخت. اگرچه شهادت اصولا باید بر امری وجودی (اثباتی) باشد، اما در مقام دفاع، شهادت بر نفی اتهام شنیده میشود. به عبارت دیگر، وقتی شهود شاکی شهادت میدهند که "فرد الف، فرد ب را زد"، شهود مشتکیعنه که شهادت میدهند "ما همراه فرد الف بودیم و او فرد ب را نزد"، در حال بیان یک واقعیت مثبت (همراهی با متهم و عدم وقوع درگیری از سوی او) هستند که نتیجهی آن، نفی اتهام است. بنابراین، دادسرا شهادت شهود مشتکیعنه را استماع میکند و مسئله اصلی، "تعارض ادله" (در اینجا تعارض شهادتها) خواهد بود، نه عدم اعتبار شهادت بر نفی.
۲. تصمیم دادسرا (قرار جلب به دادرسی یا منع تعقیب):
* ادله شاکی: شاکی دو شاهد دارد که به وقوع ضرب و جرح شهادت میدهند. این ادله با گواهی پزشکی قانونی که وجود جراحت را تایید میکند، کاملا همخوانی و تقویت میشود.
* ادله مشتکیعنه: مشتکیعنه نیز دو شاهد برای نفی اتهام معرفی کرده است.
در این مرحله، دادسرا وظیفه صدور رای قطعی و حل اختلاف ۱۰۰ درصدی را ندارد. با توجه به اینکه شاکی دلایل محکمی شامل شهادت دو شاهد (که نصاب قانونی طبق قانون مجازات اسلامی است) و گواهی پزشکی قانونی (به عنوان قرینه و امارهای قوی) ارائه کرده است، کفه ترازو به نفع شاکی سنگینی میکند. وجود شهود معارض، موضوعی است که نیاز به بررسی دقیقتر و احراز شرایط شهود و قضاوت نهایی در دادگاه دارد.
نتیجه در دادسرا: به احتمال بسیار زیاد، دادسرا با توجه به وجود دلایل کافی برای انتساب اتهام (شهادت شهود شاکی و تاییدیه پزشکی قانونی)، قرار جلب به دادرسی صادر خواهد کرد و پرونده را برای رسیدگی و صدور رای به دادگاه کیفری ۲ ارجاع میدهد. صدور قرار منع تعقیب در چنین شرایطی بعید است، زیرا دلایل شاکی برای شروع یک محاکمه کافی به نظر میرسد.
تحلیل وضعیت پرونده در دادگاه کیفری ۲
در دادگاه، قاضی باید به طور قطعی به موضوع رسیدگی و تعارض ادله را حل کند.
۱. بررسی و حل تعارض شهادتها: قاضی دادگاه شهادت هر چهار شاهد را استماع کرده و شرایط قانونی شهادت (بلوغ، عقل، ایمان، عدالت و...) را در مورد همگی بررسی میکند. قاضی تلاش میکند با استفاده از روشهایی مانند تحقیق مجدد، مواجهه حضوری شهود با یکدیگر و با طرفین دعوا، صحت و سقم اظهارات آنها را بسنجد.
۲. نقش علم قاضی و سایر ادله:
* گواهی پزشکی قانونی: این گواهی یک مدرک بسیار مهم است. اگرچه به تنهایی ثابت نمیکند که ضربه توسط چه کسی وارد شده، اما وجود آسیب فیزیکی را اثبات میکند و ادعای شاکی را از یک ادعای صرف، به ادعایی همراه با مدرک عینی تبدیل میکند. این مدرک، شهادت شهود شاکی را به شدت تقویت میکند.
* علم قاضی: در نهایت، قاضی بر اساس مجموعه شواهد و قرائن و اوضاع و احوال موجود در پرونده و با تکیه بر علم خود تصمیم میگیرد. در این سناریو، وجود گواهی پزشکی قانونی به عنوان یک قرینه قطعی، به احتمال زیاد علم قاضی را به سمت مجرمیت متهم سوق میدهد
نتیجه نهایی در دادگاه:
با در نظر گرفتن تمام جوانب، احتمال محکومیت مشتکیعنه و صدور رای به نفع شاکی (پرداخت دیه) بسیار بالا است. دلیل اصلی این است که ادله شاکی (دو شاهد + گواهی پزشکی قانونی) در مجموع از ادله مشتکیعنه (دو شاهد نافی) قویتر است. شهادت شهود شاکی با یک مدرک عینی (جراحت ثبتشده) پشتیبانی میشود، در حالی که شهادت شهود مشتکیعنه صرفا یک ادعای مخالف بدون پشتوانه عینی است. قاضی به احتمال زیاد شهادت شهود شاکی را که با واقعیت فیزیکی (جراحت) همخوانی دارد، بر شهادت شهود نافی ترجیح خواهد داد.
سلام و عرض ادب خدمت شما کاربر محترم وقت بخیر
۱. شهادت بر امر عدمی از سوی شهود مشتکیعنه، طبق اصول فقهی و رویه قضایی، فاقد اعتبار اثباتی است مگر اینکه همراه با قرائن قوی باشد. بنابراین، شهادت شهود شاکی بر امر وجودی (وقوع ضرب و جرح) مقدم است.
۲. گواهی پزشکی قانونی به عنوان امارهای قوی در اثبات وقوع ضرب و جرح عمدی تلقی میشود، بهویژه اگر با شهادت شهود همراه باشد.
۳. در صورت فقدان لوث (یعنی نبود قرائن متعارض یا شک قوی)، دادسرا با استناد به شهادت شهود شاکی و گواهی پزشکی قانونی، قرار جلب به دادرسی صادر خواهد کرد.
شهادت عدمی قابل پذیرش نیست اما تشخیص اینکه شهادتی عدمی است یا خیر نیازمند تخصص است و البته بستگی به نظر مقام قضایی دارد. علی الاصول با وجود دو شاهد متهم محکوم میشود مگر اینکه در پرونده موضوعاتی مطرح باشد که ما نمیدانیم
سلام و عرض ادب
شهادت بر عدم وقوع جرم (امر عدمی) از نظر قانون اعتبار مستقلی ندارد
شهادت شهود مشتکیعنه که میگویند ضرب و جرح نبوده، عملا امر عدمی محسوب میشود
شهادت شاکی و دو شاهد بر ضرب و جرح عمدی و گواهی پزشکی قانونی ادله مثبت و معتبر است
قاضی باید بر اساس سایر مدارک مثبت و شواهد معتبر تصمیمگیری کند
با وجود گواهی پزشکی و شاهد بر امر وجودی، دادسرا معمولا قرار جلب به دادرسی صادر میکند
دادگاه کیفری ۲ میتواند بر اساس ادله مثبت، مشتکیعنه را محکوم و دیه به نفع شاکی صادر کند
موضوع مورد اشاره در سئوال مبنی بر شهادت متقابل شهود مشتکی عنه نمیتواند به مفهوم شهادت عدمی تلقی شود . در زمانی که احراز جرم منوط به شهادت شهود شده و شاکی اقدام به معرفی شهود نماید ، این حق برای مشتکی عنه نیز وجود دارد که با معرفی شهود متقابل نسبت به جرح شهادت شهود اقدام کرده و در این صورت بنا بر قاعده اذا تعارضا تساقطا اتخاذ تصمیم خواهد شد .