آیا مایل هستید اعلانات مربوط به گفتگوهای آنلاین خود را روی دستگاه
خود دریافت کنید؟
در پنجره باز شده روی دکمه Allow کلیک کنید...
لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.
تلفن تماس:
شما میتوانید درخواست ارزیابی حقوقی خود را بطور مستقیم برای ارسال کنید و در کوتاهترین زمان ممکن از ایشان پاسخ
بگیرید.
لطفا دقت داشته باشید، شما در هر روز تنها
میتوانید ۳
درخواست ارزیابی حقوقی رایگان ویا ارتباط مستقیم با متخصص ثبت نمایید.
همچنین دقت داشته باشید درصورت عدم انتخاب متخصص، پیام شما برای تمامی متخصصان ارسال شده و ایشان
می توانند ارزیابی خود را از درخواست شما مطرح نمایند.
رایی در خصوص تقسیم ترکه صادر شده که در ۱۰ بند تنظیم شده است:
در بند ۱ و ۲: مالکیت مورث احراز شده و دادگاه وفق نظر کارشناسان، و وحدت نظر وراث، حکم به تقسیم ترکه داده است.
در سایر بندها: به دلیل وجود مسائلی مانند ارائه قولنامه عادی توسط یکی از وراث، قرارداد خصوصی با شخص ثالث، استشهادیه محلی و همچنین عدم احراز مالکیت مورث نسبت به بعضی زمینها، دادگاه قرار عدم استماع دعوی یا رد دعوی صادر کرده است.
استناد دادگاه این بوده که دعوای تقسیم ترکه صرفا «تخصیص حق و امر حسبی» است، نه دعوای ترافعی درباره اصالت قولنامه و قرارداد. تقسیم ترکه تمیز حق است نه دعوای ترافعی.
پرسش من این است:
۱. آیا تجدیدنظرخواهی نسبت به این رای ارزش و فایده عملی دارد یا بهتر است بیخیال شوم؟ بیفتم دنبال دعوای جدا و مستقل نسبت به هر بند رای و موضوع و علت قرار رد دعویاش؟
۲. یا اینکه فقط بندهای ۱ و ۲ (حکم تقسیم) را اجرا کنم و نسبت به سایر موضوعات (قولنامه، قرارداد، اثبات مالکیت یا ابطال معامله و...) جداگانه و با طرح دعوای مستقل اقدام کنم؟
با توجه به اینکه فقط ۲۰ روز برای اعتراض فرصت دارم، ممنون میشوم راهنمایی فرمایید.
با توجه به توضیحاتی که ارائه دادهاید، شما باید دو مسئله را در نظر بگیرید:
اولاً، اگر به نظر شما در بندهای ۱ و ۲ حکم دادگاه به نفع شماست و اختلافی در این خصوص با وراث دیگر ندارید، میتوانید این بندها را اجرا کنید و برای سایر بندها به دنبال طرح دعوای مستقل بروید.
ثانیاً، در مورد سایر بندها که دادگاه قرار عدم استماع یا رد دعوی صادر کرده است، اگر به نظر شما دلایلی وجود دارد که میتواند به نفع شما باشد و میتوانید مدارک و مستندات کافی برای اثبات ادعای خود ارائه دهید، میتوانید نسبت به این قسمتها تجدیدنظرخواهی کنید. اما باید توجه داشته باشید که تجدیدنظرخواهی ممکن است زمانبر و هزینهبر باشد و باید از ارزش و فایده عملی آن مطمئن باشید.
مطابق با ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، تجدیدنظرخواهی باید مبتنی بر دلایلی باشد که نشان دهد رأی صادره مخالف قانون یا مستندات پرونده است. بنابراین قبل از اقدام به تجدیدنظرخواهی، باید ارزیابی دقیقی از نقاط قوت و ضعف پرونده خود داشته باشید.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. لطفاً
توجه
داشته باشید که ممکن
است اطلاعات
ارائهشده
بهطور کامل دقیق
یا قابل اعتماد نباشد. توصیه میشود برای تأیید صحت اطلاعات، به مشاوره وکلای مجرب مراجعه کنید.
باسلام
تقسیم ترکه یک امر حسبی است، اما دعوی نسبت به صحت اسناد یا قراردادهای خصوصی با اشخاص ثالث، ماهیت ترافعی دارد و باید به صورت دعوی مستقل مطرح شود.
تجدیدنظرخواهی نسبت به بندهای ۱ و ۲:عملا ارزش عملی ندارد، زیرا آن قسمت حکم قطعی و نهایی به تقسیم ترکه صحیح و قانونی است.
تجدیدنظرخواهی نسبت به بندهای رد یا عدم استماع دعوی:
معمولا ارزش کمی دارد، زیرا دادگاه معتقد است این دعاوی موضوع ترافعی خارج از تقسیم ترکه است.
یعنی حتی اگر تجدیدنظر اقدام شود، احتمال اینکه رای تغییر کند کم است، مگر آنکه بتوانید مستندات قانونی قوی برای الزام دادگاه به رسیدگی ارائه دهید.بنابراین، تجدیدنظرخواهی نسبت به رد دعوی اسناد و قراردادهای خصوصی معمولا کمفایده است
باسلام
تقسیم ترکه یک امر حسبی است، اما دعوی نسبت به صحت اسناد یا قراردادهای خصوصی با اشخاص ثالث، ماهیت ترافعی دارد و باید به صورت دعوی مستقل مطرح شود.
تجدیدنظرخواهی نسبت به بندهای ۱ و ۲:عملا ارزش عملی ندارد، زیرا آن قسمت حکم قطعی و نهایی به تقسیم ترکه صحیح و قانونی است.
تجدیدنظرخواهی نسبت به بندهای رد یا عدم استماع دعوی:
معمولا ارزش کمی دارد، زیرا دادگاه معتقد است این دعاوی موضوع ترافعی خارج از تقسیم ترکه است.
یعنی حتی اگر تجدیدنظر اقدام شود، احتمال اینکه رای تغییر کند کم است، مگر آنکه بتوانید مستندات قانونی قوی برای الزام دادگاه به رسیدگی ارائه دهید.بنابراین، تجدیدنظرخواهی نسبت به رد دعوی اسناد و قراردادهای خصوصی معمولا کمفایده است.
سلام، اگر در مورد ملکی اساسا مالکیت مورث احراز نشود، دادگاه حق ورود به تقسیم ندارد و ناچار قرار رد یا عدم استماع صادر میکند.
اگر تجدیدنظرخواهی کنید، دادگاه تجدیدنظر هم معمولا همین استدلال را تکرار میکند:
«تقسیم ترکه فقط بین اموالی است که مالکیت آن برای مورث مسلم باشد.»
* در نتیجه، شانس نقض رای در خصوص آن بندها خیلی پایین است، مگر اینکه شما «سند محکم و رسمی مالکیت مورث»داشته باشید که دادگاه بدوی به آن توجه نکرده است.
* بنابراین، از حیث **زمان و هزینه**، تجدیدنظرخواهی شاید فایده عملی زیادی نداشته باشد.
پیشنهاد منطقیتر این است که:
بندهای ۱ و ۲ (که دادگاه حکم به تقسیم داده) را اجرا کنید تا سهمالارث قطعی و اجرایی شود.
* برای سایر موارد (زمینهایی که مالکیت مورث احراز نشده، یا قولنامه و قرارداد خصوصی مطرح است)، باید **دعواهای جداگانه و ترافعی** مطرح کنید:
* دعوای **اثبات مالکیت مورث**
* دعوای **ابطال معامله یا ابطال قولنامه**
* دعوای **اثبات اصالت یا بیاعتباری قرارداد**
. تصمیمگیری
* اگر در ۲۰ روز آینده بهراحتی میتوانید تجدیدنظرخواهی کنید و هزینهاش برایتان سنگین نیست، میتوانید بهعنوان **حفظ حق** تجدیدنظرخواهی نمایید (برای اینکه راه بسته نشود).
* اما اگر دنبال نتیجه عملی هستید، بهتر است انرژی و هزینه را صرف طرح دعاوی مستقل کنید؛ چرا که احتمال موفقیت در تجدیدنظر کم است مگر مدارک جدیدی ارائه کنید.
با سلام و احترام،
با توجه به توضیحات شما در خصوص رای صادر شده برای تقسیم ترکه و فرصت محدود ۲۰ روزه برای تجدیدنظرخواهی، در ادامه به بررسی و پاسخ به پرسشهای شما میپردازیم.
تحلیل وضعیت و پاسخ به پرسشها:
۱. آیا تجدیدنظرخواهی نسبت به این رای ارزش و فایده عملی دارد؟
به طور کلی، با توجه به استدلال دادگاه، تجدیدنظرخواهی نسبت به کل رای، به ویژه در مورد بندهایی که قرار عدم استماع یا رد دعوی صادر شده، احتمالا نتیجهبخش نخواهد بود و صرفا موجب اتلاف وقت و هزینه خواهد شد. دادگاه به درستی اشاره کرده است که دعوای تقسیم ترکه، یک دعوای حسبی (غیرترافعی) برای تمیز و جدا کردن سهم هر یک از وراث از اموال مسلم و بینزاع متوفی است.
مسائلی همچون اصالت قولنامه، وجود قرارداد با شخص ثالث و یا اختلاف در مالکیت، اموری ترافعی هستند و نیازمند رسیدگی در دعوای جداگانهای میباشند. دادگاه در دعوای تقسیم ترکه، صلاحیت و تکلیف قانونی برای ورود به این اختلافات ماهوی را ندارد. رویه قضایی نیز موید همین امر است که اگر در خصوص مالکیت اموال اختلافی وجود داشته باشد، دادگاه قرار عدم استماع دعوای تقسیم ترکه را صادر میکند تا ابتدا وضعیت مالکیت در یک دعوای جداگانه مشخص شود.
بنابراین:
* تجدیدنظرخواهی از قرارهای رد و عدم استماع: از آنجایی که استدلال دادگاه مبنی بر ترافعی بودن این موضوعات و لزوم طرح دعوای مستقل صحیح است، به احتمال زیاد دادگاه تجدیدنظر نیز همین رای را تایید خواهد کرد.
* فایده عملی: تجدیدنظرخواهی در این موارد فایده عملی چندانی نخواهد داشت و بهتر است انرژی و منابع خود را صرف طرح دعاوی صحیح و مستقل کنید.
۲. راهکار پیشنهادی چیست؟
بهترین و موثرترین راهکار، انتخاب گزینه دوم شماست:
اجرای بندهای ۱ و ۲ (حکم تقسیم) و طرح دعوای مستقل برای سایر موارد.
این رویکرد دارای مزایای زیر است:
* تسریع در تقسیم اموال بینزاع: شما میتوانید نسبت به اجرای بندهایی از رای که حکم به تقسیم اموال بینزاع داده شده، اقدام کرده و سهمالارث خود را از آن بخش از ماترک که مالکیت مورث در آن محرز شده، دریافت کنید.
* تمرکز بر دعاوی صحیح: برای هر یک از موضوعاتی که منجر به صدور قرار رد یا عدم استماع شده، میتوانید یک دعوای حقوقی مستقل و متناسب با آن موضوع طرح کنید. این کار شانس موفقیت شما را به مراتب بالاتر میبرد.
اقدامات عملی برای هر بند:
* برای بندهای ۱ و ۲ (حukum به تقسیم): با قطعیت یافتن رای (پس از پایان مهلت ۲۰ روزه و عدم تجدیدنظرخواهی)، درخواست صدور اجرائیه برای تقسیم اموالی که مالکیت مورث در آنها محرز شده است را به دادگاه ارائه دهید.
* برای بند مربوط به قولنامه عادی: اگر شما یا سایر وراث نسبت به قولنامه ارائه شده ادعایی دارید (مثلا آن را قبول ندارید)، باید دعوای «ابطال معامله» یا «تایید و اثبات وقوع بیع» (بسته به موضع شما) را به طرفیت وراث مربوطه و یا شخص ثالث در دادگاه حقوقی مطرح نمایید. قولنامه عادی به خودی خود اعتبار سند رسمی را ندارد و اصالت و تعهدات ناشی از آن باید در دادگاه صالح به اثبات برسد.
* برای بند مربوط به قرارداد با شخص ثالث: اگر قراردادی حقوقی برای شخص ثالث ایجاد کرده و شما به آن معترض هستید، باید دعوای مناسب (مانند ابطال قرارداد) علیه آن شخص ثالث و وراثی که در آن ذینفع هستند، طرح کنید.
* برای بند مربوط به عدم احراز مالکیت مورث: در مورد زمینهایی که مالکیت مورث در آنها احراز نشده، لازم است دعوای «اثبات مالکیت» به طرفیت کسانی که به عنوان مالک شناخته میشوند یا متصرف هستند، در دادگاه صالح اقامه گردد.
نکته مهم: دعوای تقسیم ترکه یک دعوای غیرمالی محسوب میشود، اما به محض بروز اختلاف در مالکیت، جنبه ترافعی و مالی پیدا میکند و رسیدگی به آن مستلزم طرح دعوای جداگانه است.
جمعبندی و توصیه نهایی:
با توجه به محدودیت زمانی ۲۰ روزه، توصیه میشود:
۱. از تجدیدنظرخواهی نسبت به کل رای خودداری کنید. این کار به احتمال قوی بیفایده خواهد بود.
۲. اجازه دهید رای در قسمتهای مربوط به قرار عدم استماع و رد دعوی قطعی شود.
۳. پس از قطعی شدن رای، برای اجرای بندهای ۱ و ۲ که به نفع شماست، درخواست صدور اجرائیه کنید.
۴. همزمان و بدون اتلاف وقت، برای هر یک از موضوعات اختلافی دیگر (قولنامه، قرارداد ثالث، اثبات مالکیت) با کمک یک وکیل متخصص، دادخواستهای جداگانه و مستقلی را تنظیم و در دادگاه صالح ثبت نمایید. این بهترین و سریعترین راه برای احقاق حقوق شما در مورد بخشهای مورد اختلاف از ترکه است.