لطفاً اتصال اینترنت خود را بررسی کنید.

وبلاگ بنیاد وکلا
۵۵ بازدید ۰ دیدگاه

زوجین نسبت به یکدیگر چه حقوق و تکالیفی دارند؟

زوجین نسبت به یکدیگر چه حقوق و تکالیفی دارند؟
فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی کارشناس ارشد حقوق
۵.۰ بر اساس (۳) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر دارای دو جنبه است:

  • الف - حقوق و تکالیف قابل اجرا که در صورت عدم اجرا می توان به دادگاه رجوع کرد.
  • ب - حقوق و تکالیف شخصی، مرجعی به غیر از زن و شوهر نمی تواند نسبت به آن تصمیم بگیرند.

مثل حسن معاشرت که در قانون آمده است در خصوص حسن معاشرت یا تشیید ارکان خانواده درست است که در قانون آمده و جزء وظایف زوجین است ولی جنبه الزام آوری در آن وجود ندارد.

ماده ۱۱۰۲ ق.م: (همین که نکاح به طور صحت واقع شد رابطه زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود).

پس نکاح چند چیز را بوجود می آورد یکی اینکه رابطه زوجیت که یک مفهوم اعتباری مثل رابطه مالکیت بین شخص مالک و ملک. دوم اینکه حقوق اینها نسبت به همدیگر پیدا می کنند و هر جا که حقی پیدا شود، طبیعی است که تکلیفی هم در مقابلش پیدا می شود.

ماده ۱۱۰۳ ق.م: (زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند).

بد اخلاقی نکنند تندی نکنند شوهر نسبت به زنش و چه زن نسبت به شوهرش اخم نکنند، اینها جنبه خصوصی دارد و به همین جهت هم شارع قانون مدنی گفتند که این ماده و بعضی از مواد دیگر جنبه ارشادی دارد؛ یعنی قانون ارشاد کرده است. ما به نوعی دو نوع دستور داریم:

  • الف - دستورات ارشادی
  • ب - امری (مولوی)

دستورات ارشادی

دستوراتی هستند که حالت تذکر دارند، امری (مولوی) یک دستور است که در صورت تخلف مجازات خواهد داشت.

این ماده قانون جنبه ارشادی دارد و لذا اگر زنی با شوهرش حسن معاشرت نداشت یا شوهری با زن خودش حسن معاشرت نداشت قانونگذار برای حل این مساله جز نصیحت و تذکر راه دیگری را پیش بینی نکرده است.

ماده ی ۱۱۰۴ ق.م: (زوجین باید در تشدید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند).

ما در بحث خانواده سه تا عنصر مهم داریم دو عنصر را قانون گذار ما کاملا به آن اشاره کرده است، حالا در قسمتی زیاد و در قسمتی هم کم اشاره کرده است، یکی عنصر زن و شوهر است.

زن و شوهر در قانون ما بسیار به ان پرداخته شده مثلا زن اینجور باید باشد یا مرد به این صورت باشد و طرفین را بشناسند که قبلا به آن پرداخته شد.

قسمت دوم اولادی است که در خانواده پیدا می شود و فرزندانی است که پیدا می شوند، این هم جزء خانواده هست و یک از ارکان فرعی خانواده است به این معنا که اگر خانواده تشکیل شد ممکن است بدون فرزند هم باشد ولی معمولا خانواده ای کامل می شود که آن خانواده فرزند هم وجود داشته باشد.

در این قسمت دوم قانون گذار تا حدی به آنها پرداخته و من جمله همین ماده قانونی است که ما در تشیید مبانی خانواده و تربیت خانواده.

قسمت سوم که ما خلع قانونی داریم و همین جا تذکر می دهیم و آن خود خانواده است بعنوان شخصیت حقوقی.

اگر ما در خانواده راجع به زن یا راجع به مرد صحبت می کنیم و یا راجع به فرزندان صحبت می کنیم که همه معطوف به خانواده هست، اینها جنبه شخصی دارد مواد قانونی ما ناظر به شخص هست ناظر به بچه، ناظر به زن و ناظر به شوهر، اما یک چیز دیگر هست که ما زیاد از آن اسم نمی بریم ولی در قانون جایگاهی ندارد و تعریفی از آن نشده است و آن خود خانواده است.

بعنوان یک شخصیت حقوقی با این که خود خانواده اصلی و مرجع برای تصمیم گیری و موارد دوگانه دیگر هست ولی خودش در قانون تعریفی از آن نشده شاید در آینده این مساله به نحوی در قوانین ما حل بشود.

گفته شده که طبق ماده ۱۱۰۴ زوجین باید در تشیید مبانی خانواده، تقویت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند اینکه معاضدت بکنند به یکدیگر یعنی کمک بکنند، اما این کمک کردن چگونه است شاید از مواد دیگر قانون مدنی بتوانیم پاره ای از آنها را استفاده بکنیم.

ماده ی ۱۱۷۸ ق.م: (ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب متقضی اقدام کنند و نباید آنها را محمل بگذارند).

در اینجا می گوییم که تربیت اولاد در محیط خانواده از وظایف پدر و مادر به حساب آمده و وظیفه مهمی است این امر نمی تواند صرفا به عهده پدر باشد یا صرفا به عهده مادر باشد، موضوع معاضدت یعنی کمک کردن منتهی قانون گذار نیامده مسائل مربوط به معاضدت را بیان  بکند و فهم آن را به عرف واگذار کرده و درست هم است برای اینکه فهم این مسائل چیزی نیست که بتواند قانون گذار آن را تعیین بکند؛ یعنی همکاری، معاضدت و تعاون را با شرایط مختلفی که در جامعه پیدا می شود، این تشخیص ان به عهده طرفین است و لذا می گوییم که این ماده هم مربوط به جنبه ارشادی پیدا می کند.

طبق قانون مادران نسبت به فرزندان خود حق دارند ولی پدران نسبت به فرزندان دارای تکلیف هستند.

تکالیف پدران

تامین هزینه مربوط به فرزند است؛ مثل لباس، غذا و مسکن.

حق مادران

مادران حق حضانت دارند اما حق تصرف در اموال مالی و ولایت نسبت به فرزندان ندارند؛ به این معنا که می توانند برای مدت معینی بچه را در اختیار خودشان قرار بدهند اما از آن طرف حق تصرف در اموال صغیر را ندارند و ولایت به لحاظ حقوقی مختص به پدر یا جد پدری است.

حقوق و تکالیف شوهر نسبت به زن خود

ماده ی ۱۱۰۵ ق.م: (در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است).

این مساله هم باز می توان گفت که از جمله مواردیست که باز قانون گذار در خصوص اعمال ریاست مرد در خانه چندان مطالب روشنی را بیان نکرده ولی می توانیم بگوییم که در موارد، تکلیف به عهده زوجین است؛ مثل تربیت فرزندان اگر اختلاف معقولی بین آنها پیدا شد؛ مثلا زن بگوید که بچه را فلان مدرسه ببریم و مرد بگوید فلان مدرسه ببریم و هر دو شان حسن نیت دارند.

منتهی در تشخیص شان، تشخیص متفاوت وجود دارد اینجاست که از آن واژه ریاست خانواده ما می توانیم استفاده بکنیم و بگوییم که تصمیم با مرد است یا اینکه این بچه مسافرت برود همراه اردو یا نرود مادر به لحاظ نگرانی هایی که دارد می گوید به اردو نرود و پدر می گوید برود و اختلاف پیدا می کنند؛ در این جا هر دو حسن نیت دارند و بنابر لج بازی نیست، هر دو مصلحت بچه را می خواهند اینجاست که ان ریاست خانواده بدرد می خورد؛ بنابراین مرد در این گونه موارد اعمال ریاست می کنند.

البته در موارد دیگری ما با ریاست خانواده برخورد می کنیم من جمله از ان موارد این است که آیا اجازه بدهد به زنش مشغول کاری بشود یا نشود که اینجاست که اگر موارد اختلافی شد و توافق حاصل نشد، در تحت یک شرایطی مرد می تواند حتی همسر حودش را از شغلی ممنوع بکند اما هرگز زن نمی تواند مرد خودش را از شغلی ممنوع بکند و بگوید این کار را که قانونی است انجام نده، در حالیکه مرد این حق را دارد و این حق ناشی از همان اعمال ریاست خانواده است.

ماده ۱۱۰۶ ق.م: (در عقد دائم نفقه ی زن به عهده شوهر است).

به محض اینکه عقد نکاح انجام شد یک وظیفه مستمری هم به عهده مرد است و آن دارای نفقه است اینجاست که سوال بوجود می آید که نفقه چیست؟

تذکر: در عقد منقطع زن حق نفقه ندارد.

ماده ۱۱۱۳ ق.م: (در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد، مگر اینکه شرط شده باشد یا اینکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد).

در نکاح دائم مرد باید نفقه را به زن بدهد.

ماده ۱۱۰۷ ق.م: (نفقه عبارتست از همه ی نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه ی نقصان یا مرض).

پاره ای از هزینه ها به تناسب هر دو(زن و مرد)  پیش بینی شده است، ولیکن نفقه به تناسب زن برقرار است.

در جایی که مفوضه البضع  یعنی اگر مرد قبل از نزدیکی زن را طلاق بدهد، مهرالمتعه بدهد، مهرالمتعه تناسب دارد با وضعیت مالی مرد.

انواع در مورد نفقه انجا اشاره کردیم و الان به ان رسیدیم این تناسب دارد با وضعیت زن و لذا قانون گذار می گوید که با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه ی مرض یا نقصان عضو همین جا قانون گذار اشاره کرده که ممکن است خانمی باشد که در شرایطی بار آمده باشد که برایش کلفت و نوکر و راننده داشته باشد، اتومبیل شخصی داشته باشد، متناسب شامل اینها هم می شود، اگر چنین خانمی به خانه مردی آمد تهیه اینها به عهده مرد است و مرد نمی تواند از آنها سر باز زند و احیانا استدلال بکند که من در خانواده ای بودم که خودم کارها را انجام می دادم یا لباس این چنینی می پوشیدم، پس زن من هم باید اکتفا بکند؛ خیر باید تمام اینها متناسب با وضع زن باشد؛ بنابراین حقوق دانان اسلامی می گویند که هزینه های لازم برای ادامه زندگی به عهده مرد است.

فرشید شاه مردانی فیروزجائی
مشاوره حقوقی با فرشید شاه مردانی فیروزجائی کارشناس ارشد حقوق
۵.۰ بر اساس (۳) دیدگاه مشتریان

کیفیت کلیه مشاوره‌ها توسط بنیاد وکلا تضمین می‌شود

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید:

ورود ثبت‌نام
دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

مشاوره خدمات در واتساپ سفارش سریع در واتساپ